سم الله الرحمن الرحیم

جریانات نجف آباد و اصفهان؛

نجف آباد،‌ این شهری که مردم مبارز و سلحشورش از دیرباز به تدین و تعهد شهرت داشته و در غالب مبارزات قبل و بعد از انقلاب دارای حضوری همه جانبه بوده اند،‌ متأسفانه از سالها قبل از انقلاب گرفتار باند تبهکار و منحرف مهدی هاشمی بوده که برای اجرای مقاصد شوم خویش از هیچ فتنه و فساد و قتل و تهدید و ارعاب رویگردان نبوده است. این گروه فاسد پس از انقلاب هم دامنه فعالیتهای خود را گسترش داد و دست به توطئه و تباهی و فساد در داخل و خارج از کشور زد که حتی برای مقابله با شخص حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ و مسؤولین بالای نظام و خود نظام جمهوری اسلامی هر روز دست به توطئه ای جدیدتر و فسادی بزرگتر می زدند تا اینکه امام راحل با اقدامی علی وار چشم فته را کور و انقلاب را از شر آن فته گر شوم آسوده نمودند. اذناب و یاران شرور مهدی هاشمی معدوم چند سالی را در حیرت و سکوت گذراندند، ولی روح آشوبگر و فتنه جوی آنها باز آنها را به تحرک واداشت و مجدداََ پایگاههای خود را برای باج خواهی در نجف آباد و اطراف آن باز سازی و با توسل به سیاست « فشار بیاور و امتیاز بگیر » هر چند صباحی و با بهانه ای دست به تخریب و تحصن و اعتصاب می زدند، تجمع می کردند، تهدید می نمودند، شیشه ای را می شکستند،‌ فریادی می زدند و امتیازی می خواستند و متأسفانه بعضی از عوامل وابسطه اجرایی استان یا منطقه هم به تبلیغات و بزرگنمایی آنها می پرداختند و امتیازاتی را برای آنان می گرفتند. این گروه پس از سخنرانی سیزده رجب سال قبل،‌ جانی تازه گرفت. ( این سخنرانی که علیه مقام و لایت و رهبری و نظام جمهوری اسلامی بوده و حتی در آستانه کنفرانس اسلامی،‌رئیس جمهور محترم را به مقابله و ضدیت با رهبر معظم انقلاب فرا خوانده بود ) فعالیت خود را گسترش داد، مخصوصاََ که این بار بالاترین مقام سیاسی شهر، یعنی فرماندار را که به تازگی از طرف وزیر محترم کشور منصوب شده بود، به عنوان حامی خود نیز به همراه داشت.

فرماندار هم با همگامی بعضی از عوامل اجرایی دیگر منطقه و استان و حمایت بیدریغ بعضی از عوامل در درون وزارت کشور میدان را برای بروز و ظهور این گروه آماده تر نمود. پس این گروه که هم چراغ سبزی از سوی حامیان خود در قم داشت و هم فرمان عبور از نجف آباد دامنه تهدید و اعتصاب و تحصن و خشونت خود را وسیعتر کرده و خواستند با کشاندن دامنه حرکاتشان به اصفهان،‌ نه تنها امتیاز طلبی و باج خواهی خود را گسترش دهند،‌ بلکه به خیال خام خود،‌ زمینه را برای یکسره نمودن کار فراهم سازند تا اینکه توجه و هشدار رهبر معظم انقلاب و لبیک آگاهانه و شجاعانه مردم غیور اصفهان و نجف آباد پاسخ دندان شکنی به این گروه فاسد داد و تلاشهای آنان را خنثی ساخت.

جناب آقای نوری، وزیر محترم کشور! با توجه به این مقدمه،‌ چند سؤال مطرح است که برای نمایندگان مردم و کسانی که قسم خورده اند حافظ ارزشهای اسلامی باشند و دفاع از قانون اساسی نمایند، نیاز به جواب است:

۱ـ آیا شما به عنوان وزیر کشور و همچنین استاندار اصفهان به عنوان مدیر علی شما در استان،‌ از اوضاع نجف آباد بی خبر بوده اید؟ اگر چنین است جای تأسف و اگر چنین نیست، آیا اقدام شما در راستای تشدید وضعیت نبوده است؟

۲ـ آیا شما به عنوان وزیر کشور و به عنوان کسی که اصالتاََ اصفهانی هستید و به عنوان کسی که مهدی هاشمی معدوم را از نزدیک می شناختید و به این امر واقف بوده و هستید که عوامل مهدی هاشمی در پوشش مقلدین آقای منتظری بنای ضدیت با نظام را دارند و این فریبکاری موجب شده کسانی که مقلد آقای منتظری در نجف آباد هستند و با نظام مشکلی ندارند، بلکه دوستدار نظام هستند، در این جبهه قرار گیرند. چگونه و با چه منطقی یکی از مقلدین آقان منتظری و مرتبطین با عناصر مذکور را به عنوان فرماندار آن شهرستان انتصاب نموده اید؟

۳ـ آیا آقای حرّی که به دلیل کشتار چند تن در غائله بن شهر کرد در زمان تصدی وی به عنوان فرماندار برکنار شده بود، برای شما جای تأمل و تأنی نداشت که او را برای این شهر برگزیدید؟

۴ـ با وجود شعار ریاست محترم جمهور مبنی بر شایسته سالاری،‌ فرماندار قبلی نجف آباد، آقای دکتر سعادت چه مشکلی داشت که او را عزل کردید؟‌ چه ضرورتی برای نظام و انقلاب انجاب کرد و تو را واداشت که این فرماندار با آن همه سوابق،‌ فرمانداری که در تمام دوران مسؤولیتش کوچکترین مشکل و تنشی به وجود نیامد، او را عزل و کسی را با این سوابق برگزینید و منصوب نمایید؟ امتیازات آقای حری بر فرماندار قبلی که چندین سال شهرستان را بدون هر گونه مسأله ای اداره کرده بود چیست؟ هدف خاصی تداعی نمی شود؟

۵ـ این یک امر طبیعی است که مشترکات آقای حری با معترضین و آنهایی که رضا پهلوی اظهار امیدواری می کرد که خبرهای خوبی را به زودی از سوی دوستانمان در نجف آباد دریافت خواهیم کرد، این معضلات را به دنبال داشته ولی جای تعجب است که از سوی جناب عالی موضوع نادیده انگاشته شده است.

۶ـ بر هیچ شهروند نجف آبادی پوشیده نبوده و نیست که با شروع بکار آقای فرماندار،‌ آقای ابوالقاسم حری که از عوامل محرک بازار و پسر عموی جناب فرماندار هستند، فرمانداری را پاتوق خود کرده و خواهر ابوالقاسم نیز که دبیر کمیسیون امور بانوان شده اند اوامر پشت پرده جناب فرماندار را به سهولت به انجام می رساند. چگونه این امور از منظر استانداری اصفهان و وزارت کشور مخفی مانده است؟

۷ـ پس از اولین اعتصاب در نجف آباد، سران و محرکین اعتصابیون به همراه فرماندار نجف آباد جلسه ای کذایی را آقای استاندار تشکیل تا از آقای استاندار متیازاتی را بگیرند، این حرکت را چگونه می شود توجیه کرد؟ مشروعیت بخشیدن به اینگونه تحرکات دشمن شاد کن و یا برخورد انفعالی و ذلیلانه یک مدیر استان در مقابل یک عده توطئه گر که آقای حری سعی دارد آنها را مشروع و محق جلوه دهد در راستای وصایای امام راحل است؟

با توجه به موارد یاد شده و با توجه به پیشنهاد مقامات امنیتی مبنی بر عزل و یا جابجایی آقای حری به دلیل ناتوانی و سابقه وی در دفاع از آقای منتظری و مدیریت ناسالمی که بعد از آمدن آقای حری به نجف آباد در آنجا شکل گرفته است، انگیزه مقاومت حضرت عالی چه بوده است؟

همنوایی آقای حری و جهت گیریهای روشن وی با خواسته های باند مهدی هاشمی و عملکرد ضعیف او و بی توجهی اش نسبت به مصوبات قانونی، از همان روزهای نخست انتخاب ایشان یعنی ۷۶/۸/۲۶ که سه روز پس از غائله قم بود به خوبی آشکار گردید.

آقای فرماندار در اولین اقدام و تنها دو روز بعد از انتصاب در جهت مهم جلوه دادن باند مهدی هاشمی و لزوم توجه به خواسته های آنان،‌ طی نامه ای به اطلاعات نجف آباد مدعی می شود که بازاریان قصد دارند بازار را تعطیل نمایند. لکن در پاسخ به درخواست رئیس اداره اطلاعات مبنی بر معرفی اعتصابیون، به شیوه ای عمل می نماید که از مسأله چیز دیگری استنباط می شود.

پس از اقدام اهانت آمیز تهییج کننده سخنرانی سیزده رجب و متعاقب آن مخالفتهای وسیع مردمی در مقابل آن در شهرهای مختلف کشور،‌ آقای فرماندار با بزرگنمایی توان باند مهدی هاشمی و با این ادعا که ممکن است هواداران این باند به طور مسلحانه وارد عمل شوند، از راهپیمایی مردم در حمایت از ولایت و مقابله با حرکت آقای منتظری ممانعت نموده و سعی در متقاعد کردن مسؤولین برای عدم برگزاری راهپیمایی طرفداران نظام می نماید. این اقدام آقای فرماندار در حالی است که هیچ گونه نگرانی واقعی در این رابطه از سوی سایر سازمانهای مرتبط با امنیت شهر مشاهده و ابراز نگردیده است.

در یک اقدام مشابه وقتی نامبرده موظف به ابلاغ موصوبه شورای تأمین شهرستان به رئیس آموزش و پرورش مبنی بر جلوگیری از فعالیت آزادانه باند مهدی هاشمی در مدارس می شود، مشارالیه نه تنها هیچ گونه اقدامی به عمل نمی آورد، بلکه طی نامه ای از فرماندهی سپاه درخواست می نماید که از راهپیمایی مردمی در حمایت از نظام در روز ۷۶/۸/۳۰ جلوگیری شود.

در تاریخ ۷۶/۹/۱۵ نامبرده در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی نکات قابل تأملی را بیان و در آن صریحاََ با انجام راهپیمایی میثاق با ولایت، مخالفت و خواستار جلوگیری از آن می شود. با ادعای ناراحتی خانواده های شهدای نجف آباد بر عدم برگزاری راهپیمایی میثاق با ولایت، تأکید و اعلام می نماید که برای درک بهتر باند مهدی هاشمی نباید آنها را تحریک کرد و مدعی می شود که مردم نگران وضعیت آقای منتظری هستند.

با پخش اطلاعیه علیه اقدامات آقای منتظری و همچنین نامگذاری یکی از پایگاههای بسیج نجف آباد به نام پایگاه مقام معظم رهبری مخالفت نموده و به دنبال انتشار چند اعلامیه علیه باند مهدی هاشمی در تاریخ سوم بهمن در نجف آباد، آقای فرماندار طی نامه ای از اطلاعات خواستار شناسایی تهیه کنندگان آنها می شود. همچنین معاون فرماندار تضعیف طرفداران نظام را وظیفه حتمی خویش تلقی نموده و حتی در مقابل قرائت یک قطعه شعر یا مقاله در خصوص مقام عظمای ولایت توسط یک دانش آموز نیز تحمل خود را از دست داده و برای شناسایی و تعقیب آن فرد اقدام می نماید.

در حالیکه آقای فرماندار از کنار شب نامه های باند مهدی هاشمی علیه مسؤولین نظام بی تفاوت عبور کرده و سکوت معناداری را اختیار می کند در مقابل اطلاعیه رسمی جناب آقای هاشمی نماینده ولی فقیه در نیروی مقاومت سپاه اصفهان و همچنین اطلاعیه جمعی از طلاب و فضلای حوزه بر می آشوبد و طی نامه ای از اطلاعات و نیروی انتظامی خواهان تعقیب توزیع کنندگان اطلاعیه ها می شود.

با بهانه قرار دادن اعترض، تعدادی از عناصر معروف باند مهدی هاشمی و با همکاری شهرداری از برگزاری جشن میلاد امام زمان توسط طرفداران نظام جلوگیری کرده و به تعقیب برگزار کنندگان می پردازد. در همین راستا، صاحب چاپخانه ای که اطلاعیه جشن میلاد را چاپ نموده توبیخ و فردی به نام قاسم طاهری را که در جشن شرکت کرده است از کار برکنار می نماید. همچنین با پیگیری فرمانداری در صدد تعقیب کارکنانی بر می آید که در جشن میلاد شرکت نموده اند.

ماجرای تحرک باند مهدی هاشمی در شانزدهم اسفند ۷۶ و پانزدهم فروردین ۷۷ در نجف آباد حاکی از آن است که فرمانداری این شهر نه تنها حساسیت لازم در خصوص شناسایی و برخورد مناسب با عوامل حادثه و جلوگیری از وقوع آن را نداشته، بلکه با تمهیداتی راه را برای بهره بردای این عوامل و تحمیل خواسته های آنها گشوده است.

آقای فرماندار قبل از ( باصطلاح ) اعتصاب ۷۶/۱۲/۱۶ عوامل مهدی هاشمی در بازار نجف آباد، در جلسه شورای تأمین مورخه ۷۶/۱۲/۱۴ اظهار می دارد: مقلدین آقای منتظری خواستار رفع محدودیت از ایشان هستند و چون اقدامات دیگرشان نتیجه نداده است، لذا می خواهند با بستن مغازه هایشان حرفشان را به گوش مسؤولین برسانند و این خلاف قانون نیست. مردم صحبتهایشان را کجا بکنند؟

آقای فرماندار قبل از شروع اعتصاب مرتباََ تلاش کرده که حساسیت مسؤولین سیاسی و امنیتی استان را نسبت به موضوع کاهش دهد تا اقدامات اخلال گران با کمترین مقاومتی عملی شود. در همین رابطه از سپاه و بسیج خواسته می شود تا از حضور در صحنه اخلال خودداری کنند. لابد به این منظور که اعتصاب کنندگان با آرامش،‌ عملیات خود را به انجام برسانند.

پس از شانزدهم اسفند آقای فرماندار در جلسه شورای تأمین شهرستان پیرامون چگونگی برخورد با عوامل اخلال و اعتصاب اظهار می دارد: در صورتیکه قرار باشد با عاملین اعتصاب برخورد شود بایستی همزمان با عوامل برگزار کننده راهپیمایی ۷۶/۱۲/۲۲ که غیر قانونی و بدون مجوز اقدام به این کار کرده بودند برخورد شود. یاد آوری می شود که نمازگزاران نجف آباد در روز ۷۶/۱۲/۲۲ پس از پایان نماز در حمایت از نظام و ولایت و همچنین محکوم کردن عوامل اخلال و اعتصاب اقدام به راهپیمایی کرده بودند. همچنین آقای فرماندار در جهت برخورد با امام جمعه نجف آباد که در حمایت از نظام، اقدامات باند مهدی هاشمی را محکوم نموده بود می گوید امام جمعه نجف آباد محبوبیت ندارد و مردم نجف آباد برای نماز جمعه به رضوانشهر می روند و به امامت آقای مطلبی نماز جمعه را برگزار می نمایند.

برخورد دوگانه آقای فرماندار از نجف آباد نسبت به مسایل مربوط به اعتصاب و تمایل قلبی ایشان در حمایت از اخلالگران در جلسه شورای تأمین شهرستان در تاریخ پانزدهم اسفند یعنی یک روز قبل از حادثه نیز کاملاََ آشکار است،‌ وی در جلسه می گوید مردم حق دارند یک روز خودشان را تعطیل کنند. این کار خلاف قانون نیست و اعتصاب نیاز به مجوز ندارد.

پس از شانزدهم اسفند جمعی از عوامل شناسایی شده باند مهدی هاشمی در جهت اعمال فشار بیشتر تصمیم به سازماندهی اعتصاب دومی در فروردین ماه می گیرند. اداره اطلاعات در تاریخ نهم فروردین طی نامه ای به فرمانداری اعلام می نماید که تحرکاتی جهت سازماندهی اعتصاب در تاریخ پانزدهم و شانزدهم فروردین مشاهده می شود و ضرورت آمادگی لازم را به آقای فرماندار یاد آوری می نماید.

در جلسه شورای تأمین مورخ ۷۷/۱/۱۰ تصمیماتی برای مقابله با اعتصاب گرفته می شود که متأسفانه آقای فرماندار در جلسه شرکت نکرده و بعداََ به همین بهانه موصوبات شورا را به دستگاههای ذیربط ابلاغ نمی کند و عدم موافقت خود را با اعلام، عملاََ اعلام می نماید.

در پی اختلالات ایجاد شده در نجف آباد و عدم اقدام مناسب از طرف مسؤولین سیاسی شهر، فرمانده ارشد منطقه نگرانی خود را نسبت به اعتصابات جدید در فروردین به استاندار اصفهان منعکس می نماید. لکن به دلیل عدم حضور استاندار، جلسه شورای تأمین استان برگزار نمی شود و صرفاََ جلسه کمیسیون امنیتی توسط معاون سیاسی استانداری برگزار می گردد. یادآوری می شود که در هر دو اعتصاب و حوادث نجف آباد،‌ آقای استاندار در استان حضور نداشته است. این نشان از چیست؟‌ نشان از میزان عدم حساسیت نسبت به مسائل امنیتی استان نیست و ندارد؟

آقای استاندار غالباََ عنوان می نمود که مسأله نجف آباد در همان شهرستان پیگیری و حل شود و با این توجیه بسیار سطحی و با خیالی راحت، در شرایط بحرانی استان را ترک می نماید. اقدامات آقای فرماندار پس از وقوع حوادث نجف آباد و تعلل آشکار ایشان در مقابله با آن نیز قابل تأمل است.

الف ـ ایشان تلاش کرده است در گزارشهای محرمانه اقرارآمیز وضعیت را بحرانی نشان دهد و ضرورت تسلیم شدن در مقابل خواسته های باند مهدی هاشمی را القاء نماید.

ب ـ ارسال گزارشاتی به استاندری و اعلام عدم امکان شناسایی عوامل اعتصاب،‌ در حالیکه فرمانداری کاملاََ آنها را می شناخته و بعضاََ با آنها روابط منظمی نیز داشته است.

ج ـ آقای فرماندار برای شکستن اعتصاب پیشنهاد رفع محدودیت از آقای منتظری و در واقع نادیده گرفتن مصوبه شورای امنیت ملی کشور را می دهد. در همین رابطه جلسه شورای تأمین شهرستان مورخ ( ۲۰ ) فروردین در این جلسه اظهار می دارد من موافقم اطلاعیه ای از طرف آقای منتظری صادر شود و جالب است ( رئیس ـ در کل شما سه دقیقه وقت دارید ) که چند دقیقه بعد نامه ای از آقای احمد منتظری به فرمانداری فاکس می شود. روشن است که آقای فرماندار با ادامه چنین پیشنهادی قصد دارد هر گونه موفقیت در مهار اعتصاب و بازگشت آرامش را عملاََ به حساب اطلاعیه آقای منتظری قلمداد نماید. در حالیکه اگر باند مهدی هاشمی کوچکترین علاقه مندی به عدم برگزاری اعتصاب داشته چرا اصولاََ باید به آن دست می زدند؟

د ـ ارائه گزارش آقای فرماندار و پیش بینی سرایت فضای نجف آباد به دیگر شهرستانهای استان جالب است. در حالیکه قبل از این حوادث ایشان به طور کلی سعی داشته با خفیف شمردن مسأله مانع از ورود دیگر دست اندرکاران استان در حل ماجرا شود و به همین دلیل هر گونه تدبیری که از طرف فرماندهی سپاه، بسیج، اطلاعات پیشنهاد می گیرد به دلیل عدم تطابق باسلیقه سیاسی آقای فرماندار عملاََ به اجرا در نمی آمد.

جناب آقای نوری! با توجه به مطالبی که عرض شد و با توجه به تذکر ( ۱۲ ) نفر از نمایندگان محترم اصفهان که طی نامه سرگشاده ای خطاب به استانداری اصفهان اعلام داشتند و با توجه به نامه مقام معظم رهبری در خصوص باند روسیاه مهدی هاشمی معدوم، افرادی که جزو این باند بوده و با مهدی هاشمی معدوم حشر و نشر داشته اند چنانچه در پستهای کلیدی استان هستند آنها را حذف نمایید، عکس العمل حضرت عالی در این زمینه و در رابطه با عملکرد فرمانداری و کلاََ مدیریت استان اصفهان و وزارت کشور چه بوده است؟ اقداماتی که جناب عالی در این راستا و این مسأله حساس و حیاتی نظام انجام داده اید چه بوده؟ جای بحث اینجاست و به همین دلیل بینی و بین الله من اعتقاد بر این است که وجود شما در دولت دقیقاََ بر عکس آن چیزی که بعضی ها گفتند عدم حضور شما در دولت باعث تشنج و آشوب بیشتر و به همین دلیل ضمن اینکه این جانب رأی به سلب صلاحیت و عدم اعتماد به جناب عالی می دهم از عزیزان هم این تقاضا را دارم.

و السلام علیکم و رحمه الله

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

از اینکه با صبر و متانت پاسخ میدهید سپاسگزاریم -

دهدشت وب | پایگاه خبری تحلیلی دهدشت وب