قصه وغصه‌ی نوع مدیریت فرهنگی دانشگاه، بی توجهی به قانون، تضییع حق دانشجو و کارکنان دانشگاه، سوء استفاده از روحیه‌ی فعال و دغدغه مند دانشجو، سنگ اندازی در مقابل جریان دانشجویی و به حاشیه راندن آن قصه‌ی امروز و دیروز نیست بلکه حاصل حاکمیت چند سال تفکر لیبرالی و روحیه‌ی تساهل و تسامح درمواجه با فرهنگ و قانون در دانشگاه است.
جایگاه فرهنگ زمانی در دانشگاه رنگ باخت و با محتوایی غربی و روتوش ایرانی_ سنتی به خورد دانشجو داده شد که مسولیت اجرایی وسیاست گذاری فرهنگی دانشگاه به کسانی داده شد که شناخت درستی نسبت به فرهنگ و هویت ایرانی_اسلامی نداشتند و ضابطه را فدای رابطه و بد بستانهای سیاسی در جهت کسب قدرت و جایگاه کردند.
مع الاسف در دانشگاه یاسوج طی این چند سال نه تنهاحق دانشجو را در مسائل مختلف پایمال و آنها را از فضای معرفتی و سیاسی به دور بلکه زندگی، شأن و حرمت دانشجو را در جهت انگیزه‌های فرصت طلبانه خود زیر سؤال بردند و دانشگاه را که باید محیطی آکادمیک و مستقل باشد پایگاه جریان سیاسی خاصی کردند.
فی الواقع آن‌ها به بهانه ایجاد محیطی آزادنه باعث و بانی آسیبهای اجتماعی و فرهنگی در دانشگاه شدند که روز به روز بنیه‌ی فرهنگی و علمی دانشجو را دچار تزلزل می‌کند.
حال بعد از تغییر و تحولات مثبت و ضابطه مند مدیریت جدید بر دانشگاه که تا حد قابل قبولی (هر چند انتظارات بیش‌تر هست) قانون را حاکم کردند عده‌ای بر مضاقشان خوش نیامد و سعی دارند همان نگاه طایفه‌ای و باندی را دوباره بر دانشگاه حاکم کنند و در این روزها که ضعف مدیریتی و نوع نگاه خلاف قانون و شرع آنها برای همه عیان شد و تشکلهای انقلابی بنا بر رسالت خود از شأن و حرمت دانشجو ودانشگاه دفاع کردند، سعی دارند با سیاه نمایی ودادن آدرس غلط و سپر قراردادن دانشجو و متهم کردن آنها، خود از معرکه بگریزند.
اما سوالی که ذهن را درگیر می‌ کند اینکه علی رغم موضع گیریها شفاف که همه در جهت حیثیت و حرمت دانشگاه و دانشجو و دفاع از هویت اصیل مردم استان بود و هست دلیل حمایت جریانی خاص داخل استان و علی الخصوص تشکل‌های فصلی که فقط نام اسلام و انقلاب را یدک می‌کشند و محتوایی کاملاً خلاف عنوانی که بر خود گذاشتند دارند و به رسالتی که در همه زمینه‌های فرهنگی، صنفی، سیاسی، اجتماعی و… دارند عمل نمی‌کنند و سنگ قانون را به سینه می‌زنند ولی همیشه از تونلهای غیر قانونی مجوز می‌گیرند و به فعالیت می‌پردازند و به جای اینکه تریبون دانشجو و مطالبات به حق آنها باشند پایگاه این جریان خاص در استان شدند و همیشه چراغشان برای مردم مستضعف استان کهگیلویه و بویراحمد خاموش هست و خیری از آن ندیدند و فقط در زمانیکه بحث منافعشان به میان می‌آید شان و منزلت مردم استان را به سخره می‌گیرند و به تکاپو می افتند، چیست؟! دلیل این رفتارها کاملاً مشخص و برای همه روشن هست و در واقع میشودگفت آنچه عیان است چه حاجت به بیان است.
نه تنها وقت آن رسیده بلکه از وقت آن هم گذشته که مدیریت فرهنگی دانشگاه بیش‌تر از این ادامه ندهد و رئیس دانشگاه تغییری اساسی در آن ایجاد کند.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

از اینکه با صبر و متانت پاسخ میدهید سپاسگزاریم -

دهدشت وب | پایگاه خبری تحلیلی دهدشت وب